سيد محمد باقر برقعى
80
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )
ايران و مقالاتى چند در روزنامهها و مجلهها و ضمنا چند تأليف و ترجمه بهطور مشترك با نويسندگان و مترجمان طبع و نشر كرده است . آژنگ در سرودن شعر طبعآزمائى مىكند و نيز به گويش محلى اشعار زيادى سروده است . دوست دارم دوست دارم كه جهان را همه آباد ببينم * مردم از پير و جوان را همگى شاد ببينم فقر و جهل و مرض از صفحهء گيتى بزدايد * گيتى آسوده ز هر زشتى و بيداد ببينم بندگان رسته ز بند و ، اسَرا رسته ز زندان * سرخ و زرد و سيه و گندمى آزاد ببينم محنت و آز و ستم دور شود از سرِ انسان * شادمان مرد و زن و كودكِ نوزاد ببينم بينِ ابناء بشر ، دوستى و حُسنِ تفاهم * آشتيها همه پرطاقت و بنياد ببينم غمگنان ، خستهدلان ، آهكشان ، رنجبران را * جمله شادابتر از شاخهء شمشاد ببينم رَخت بربندد از اين گنبدِ دَوّار بديها * نه دگر دامى و ، نه حيلهء صيّاد ببينم كامور ليلى و مجنون و دگر شيفتگان را * ويس و رامين هم و ، هم شيرين و فرهاد ببينم يك طرف ساز و طرب ، نغمهء شورافكن چنگى * يك طرف شوق و شعف ، هلهله فرياد ببينم آرزو كاش درآيد به عمل هرچه كه گفتم ، * تا بهر سو نگرم ، جملگى آباد ببينم « گِلِه » به عمر تيره ز كس روى خوش نديدم من * گلِ خوشى ز گلستانِ كس نچيدم من ز دست خلق نياسودم اين دوروزهى عمر * چو قو ، اگرچه بهر گوشهاى خزيدم من به هركسى كه دَمِ دوستى زدم روزى * بجز دورويى و رشك و ريا نديدم من تمام كوششم از دست خلق شد خنثى * به هر درى زدم و هر طرف دويدم من نداشت كوشش و فعّاليت اگر ثمرى * در آن زمان كه به مقصود خود رسيدم من ز طعنهها و ز زخم زبان رشكبران * دو دست خود ز هرآن كوششى كشيدم من